|
|
|
|
|
جهانی شدن واژه ایست که در چند سال اخیر بسیار مورد توجه قرار می گیرد و شاید هر روزه رسانه های گروهی با رویکرد هایی متفاوت آن را مورد برسی قرار می دهند.در عین حال قبل از وارد شده به این مقوله باید معنایی جامع از واژه جهانی شدن یا بهتر بگوییم جهانی سازی را در ذهن داشته باشیم . شاید بتوان گفت ریشه جهانی شدن ،به بعد از جنگ جهانی دوم و فروكش آتش خشم دولت های متخاصم شکل گرفت . و از نماد های اولیه آن تشکیل سازمان ملل متحد در ایالات متحده امریکا بود .کشوری که شاید با زیرکی، جنگ را در خارج از مرزهای خود دنبال کرد و در حین جنگ و بعد از آن سود های کلانی را نصیب اقتصاد خود نمود . دادگاه بین المللی لاهه ، سازمان جهانی اقتصاد ، گروه نظامی ناتو ، گروه اپک ، اتحادیه اروپا ، اتحادیه عرب ، اتحادیه آس آن و بسیاری از تشکل ها و سازمان های بین المللی و منطقه ایی از دستاورد های جدید بعد از جنگ جهانی دوم بوده است . ولی رشد عظیم این سازمانها و تبلیغات جهت دار، برای تبدیل تمام کشورها به یک دهکده جهانی در ده سال اخیر رشد شتابنده ایی به خود گرفته است . امروزه این رشد شدید را می توان مدیون عصر ارتباطات دانست . ارتباطاتی که با ابزارهای وسیع خود فرهنگ ها و خرده فرهنگ های مختلف را به هم نزدیک و یا جایگزین هم می کند . حتماً امروزه می توانید آخرین مدل بوتیک های ایتالیایی را در شاخ آفریقا پیدا کنید و یا فرهنگ رفتاری مردم آمریکا را در روابط روزمره یک جوان هندی به راحتی مشاده نمایید. در جهانی شدن علاوه بر عامل اطلاعات و ابزار نوین اطلاع رسانی ، پارامترهای دیگری چون اقتصاد ، سیاست بین المللی ، تبادل فرهنگی ، مهاجرت ، منافع مشترک بین المللی و منطقه ای و ... را می توان نام برد. پیشبرد اهداف جهانی سازی به صورت وسیع و تبلیغ آن از طرف کشورهای شمال به کشور های جنوب چهره اقتصادی و سیاسی بسیاری از کشورهای را متحول کرده است و تاثیرات غالباً منفی بر روی اقتصاد و فرهنگ کشورهای ضعیف باقی گذاشته است که برسی آن در این مقال نخواهد گنجید. می توان به جرات گفت یکی از شباهت های بزرگ تمام تمدن های بشری از گذشته تا کنون وجه حاکمیت بوده است . اگر از قبایلی که بیش از چند خانوار نبوده اند تا امپراتوری های بزرگ قرون گذشته را برسی کنیم مشاهده می نماییم هیچکدام فاقد نظام حکومتی و در حقیقت حاکم و رایت نبوده اند ، حال چه از نوع سلطنتی گرفته تا نظام های پارلمانی . دقیقاً امروز این سوال مطرح می شود که حاکم این دهکده جهانی کیست ؟ و یا چه گروهی خود را حاکم این جهان یک پارچه می دانند ؟ واژه تک قطبی شدن ، در حقیقت از همین موضوع نشات می گیرد و شاید امروز هیچ کشوری داعیه حاکمیت بر جهان را غیر از ایالات متحده آمریکا ندارد.به پایگاه های نظامی در کره جنوبی و ژاپن گرفته تا قطر ، امارات ، عربستان ، عراق ، کویت ، آذربایجان و حتی در قلب اروپا تا کشورهای آفریقایی ، آمریکای جنوبی و یا منافع اقتصادی و سیاسی در چند هزار کیلومتر آن طرف تراز خاک های آمریکا می توان نگاهی انداخت . هجوم فرهنگ آمریکای و غربی با تمام ابزار اطلاع رسانی موجود و برنامه ریزی دقیق برای کشورهای دنیا در جهت تامین منافع ایالات متحده ، همه و همه شاهد این ماجرا است و این شاید مفهوم غیر ملموس واژه جهانی شدن است البته از نوع کاپیتالیستی آن. واژه کشورهای جهان اول و سوم ، کشورهای شمال و جنوب و این طبقه بندی نظام جهانی از همین جا سرچشمه می گیرد. نتیجه آن طبقه ایی شدن این جامعه چند میلیارد نفری ،آن هم فقط به دو طبقه فقیر و غنی است . امروزه فاصله طبقاتی را که روز به روز به آن اضافه می گردد و تقسیم نا متعادل ثروت جهان از نمونه های بارز این دهکده جهانی است . کشورهای غربی که در قرون گذشته و با استفاده از ثروت و ارزش افزوده همین کشورهای به اصطلاح در حال توسعه به سطحی از رفاه و توسعه رسیده اند امروز با شعارهای فریبنده ایی مانند دمکراسی ، حقوق بشر ، عدالت اجتماعی و ... بر افکار عمومی جهان حکومت می کنند . ولی کدام عدالت ؟ امروز ایالات متحده با همکاری متحدان خود بسیاری از کشورهای جهان را استان های خارجی خود فرض می کند . جدا از مقوله نظامی ، تک محصولی شدن بسیار از کشورها نتیجه همین برنامه ریزی جهانی است . به گفته بسیاری از جامعه شناسان و سیاست مداران به دلایل مختلف امکان رخ دادن انقلاب هایی چون انقلاب ده 60 ایران در کشورهای دیگر جهان بعید است و یا حد اکثر با یک کودتای آرام مانند پاکستان و یا یک انتخابات بدون خشونت امکان عوض شدن قدرت در کشورهای مختلف به دست می آید .ولی شاید مسئله جهانی شدن و به موازات آن حاکمیت به این دهکده جهانی رویکردی جدید از انقلاب را به ما نشان دهد . یعنی انقلاب تعدادی از کشورها بر علیه کشورهای حاکم این دهکده جهانی . امروز نمونه بارز آن قضیه انرژی هسته ای ایران است . در اینجا ما به اشتباهات یا حرکت درست تیم مذاکره کننده ایرانی و یا حتی سیاست کلی نظام ایران کاری نداریم . ولی آن چیزی که روشن می باشد ، این است که حق مسلمی را از یک کشور، که در چهارچوب قوانین یکی از همین سازمانهای جهانی می خواهد حرکت نماید ، را سلب می کنند. در نظام نوین جهانی ، مانند بسیاری از نظام های حکومتی گذشته و حال ، بحث ظالم و مظلوم بحثی است پابرجا . امروزه بزرگ ترین مانع رشد کشورهای عقب مانده عدم اطمینان به خود و چشم داشتن به کمک های کشورهای دیگر است و این به درستی از دستاوردهای نظام نوین کاپیتالیستی جهان است . در هر حال باید حرکتی با دید باز و به دور از هرگونه خشونت از سوی کشورهای جهان سوم آغاز گردد و این مقدور نیست مگر با یک انقلاب فکری در بین مردم کشورهای عقب مانده و حتی توسعه یافته . امروزه در بسیاری از همین کشورهای توسعه نیافته حاکمانی بر مسند قدرت هستند که تمام هستی شان وا بسته به قدرت کشورهای غربی است و یا با قلدر معابی، حقوق اولیه ملت شان را از آنها دریغ می کنند. آ گاهی مردم این کشورها و مقابله با ستمی که در استعمار نوین بر آنها تحمیل می گردد اولین قدم است . ولی باید فراموش نکرد که هر حرکت نا به جا و خشونت آمیز جز آسیب بر پیکره اقتصادی و سیاسی این مردم چیز دیگری در بر نخواهد داشت . مسلماً منافع منطقه ایی و بین المللی در گرو همکاریهای دولت های مختلف است و این مقاله در جهت زیر سوال بردن تبادلات جهانی نیست.ولی بحث در کم و کیف و نحوه توزیع منافع اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی جوامع گوناگون می باشد. امید وارم بتوانیم در مقاله های آینده با دید جامعه شناختی و علمی، ساختار سالمی از نظام جهانی، که با احترام بر فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها می تواند پایه ریزی گردد را بیان نماییم بر گرفته از متن آقای محمد کامبد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 11:42 توسط مهدی مشرف
|
|
||
|
|
|
|
|
جهانی شدن واژه ایست که در چند سال اخیر بسیار مورد توجه قرار می گیرد و شاید هر روزه رسانه های گروهی با رویکرد هایی متفاوت آن را مورد برسی قرار می دهند.در عین حال قبل از وارد شده به این مقوله باید معنایی جامع از واژه جهانی شدن یا بهتر بگوییم جهانی سازی را در ذهن داشته باشیم . شاید بتوان گفت ریشه جهانی شدن ،به بعد از جنگ جهانی دوم و فروكش آتش خشم دولت های متخاصم شکل گرفت . و از نماد های اولیه آن تشکیل سازمان ملل متحد در ایالات متحده امریکا بود .کشوری که شاید با زیرکی، جنگ را در خارج از مرزهای خود دنبال کرد و در حین جنگ و بعد از آن سود های کلانی را نصیب اقتصاد خود نمود . دادگاه بین المللی لاهه ، سازمان جهانی اقتصاد ، گروه نظامی ناتو ، گروه اپک ، اتحادیه اروپا ، اتحادیه عرب ، اتحادیه آس آن و بسیاری از تشکل ها و سازمان های بین المللی و منطقه ایی از دستاورد های جدید بعد از جنگ جهانی دوم بوده است . ولی رشد عظیم این سازمانها و تبلیغات جهت دار، برای تبدیل تمام کشورها به یک دهکده جهانی در ده سال اخیر رشد شتابنده ایی به خود گرفته است . امروزه این رشد شدید را می توان مدیون عصر ارتباطات دانست . ارتباطاتی که با ابزارهای وسیع خود فرهنگ ها و خرده فرهنگ های مختلف را به هم نزدیک و یا جایگزین هم می کند . حتماً امروزه می توانید آخرین مدل بوتیک های ایتالیایی را در شاخ آفریقا پیدا کنید و یا فرهنگ رفتاری مردم آمریکا را در روابط روزمره یک جوان هندی به راحتی مشاده نمایید. در جهانی شدن علاوه بر عامل اطلاعات و ابزار نوین اطلاع رسانی ، پارامترهای دیگری چون اقتصاد ، سیاست بین المللی ، تبادل فرهنگی ، مهاجرت ، منافع مشترک بین المللی و منطقه ای و ... را می توان نام برد. پیشبرد اهداف جهانی سازی به صورت وسیع و تبلیغ آن از طرف کشورهای شمال به کشور های جنوب چهره اقتصادی و سیاسی بسیاری از کشورهای را متحول کرده است و تاثیرات غالباً منفی بر روی اقتصاد و فرهنگ کشورهای ضعیف باقی گذاشته است که برسی آن در این مقال نخواهد گنجید. می توان به جرات گفت یکی از شباهت های بزرگ تمام تمدن های بشری از گذشته تا کنون وجه حاکمیت بوده است . اگر از قبایلی که بیش از چند خانوار نبوده اند تا امپراتوری های بزرگ قرون گذشته را برسی کنیم مشاهده می نماییم هیچکدام فاقد نظام حکومتی و در حقیقت حاکم و رایت نبوده اند ، حال چه از نوع سلطنتی گرفته تا نظام های پارلمانی . دقیقاً امروز این سوال مطرح می شود که حاکم این دهکده جهانی کیست ؟ و یا چه گروهی خود را حاکم این جهان یک پارچه می دانند ؟ واژه تک قطبی شدن ، در حقیقت از همین موضوع نشات می گیرد و شاید امروز هیچ کشوری داعیه حاکمیت بر جهان را غیر از ایالات متحده آمریکا ندارد.به پایگاه های نظامی در کره جنوبی و ژاپن گرفته تا قطر ، امارات ، عربستان ، عراق ، کویت ، آذربایجان و حتی در قلب اروپا تا کشورهای آفریقایی ، آمریکای جنوبی و یا منافع اقتصادی و سیاسی در چند هزار کیلومتر آن طرف تراز خاک های آمریکا می توان نگاهی انداخت . هجوم فرهنگ آمریکای و غربی با تمام ابزار اطلاع رسانی موجود و برنامه ریزی دقیق برای کشورهای دنیا در جهت تامین منافع ایالات متحده ، همه و همه شاهد این ماجرا است و این شاید مفهوم غیر ملموس واژه جهانی شدن است البته از نوع کاپیتالیستی آن. واژه کشورهای جهان اول و سوم ، کشورهای شمال و جنوب و این طبقه بندی نظام جهانی از همین جا سرچشمه می گیرد. نتیجه آن طبقه ایی شدن این جامعه چند میلیارد نفری ،آن هم فقط به دو طبقه فقیر و غنی است . امروزه فاصله طبقاتی را که روز به روز به آن اضافه می گردد و تقسیم نا متعادل ثروت جهان از نمونه های بارز این دهکده جهانی است . کشورهای غربی که در قرون گذشته و با استفاده از ثروت و ارزش افزوده همین کشورهای به اصطلاح در حال توسعه به سطحی از رفاه و توسعه رسیده اند امروز با شعارهای فریبنده ایی مانند دمکراسی ، حقوق بشر ، عدالت اجتماعی و ... بر افکار عمومی جهان حکومت می کنند . ولی کدام عدالت ؟ امروز ایالات متحده با همکاری متحدان خود بسیاری از کشورهای جهان را استان های خارجی خود فرض می کند . جدا از مقوله نظامی ، تک محصولی شدن بسیار از کشورها نتیجه همین برنامه ریزی جهانی است . به گفته بسیاری از جامعه شناسان و سیاست مداران به دلایل مختلف امکان رخ دادن انقلاب هایی چون انقلاب ده 60 ایران در کشورهای دیگر جهان بعید است و یا حد اکثر با یک کودتای آرام مانند پاکستان و یا یک انتخابات بدون خشونت امکان عوض شدن قدرت در کشورهای مختلف به دست می آید .ولی شاید مسئله جهانی شدن و به موازات آن حاکمیت به این دهکده جهانی رویکردی جدید از انقلاب را به ما نشان دهد . یعنی انقلاب تعدادی از کشورها بر علیه کشورهای حاکم این دهکده جهانی . امروز نمونه بارز آن قضیه انرژی هسته ای ایران است . در اینجا ما به اشتباهات یا حرکت درست تیم مذاکره کننده ایرانی و یا حتی سیاست کلی نظام ایران کاری نداریم . ولی آن چیزی که روشن می باشد ، این است که حق مسلمی را از یک کشور، که در چهارچوب قوانین یکی از همین سازمانهای جهانی می خواهد حرکت نماید ، را سلب می کنند. در نظام نوین جهانی ، مانند بسیاری از نظام های حکومتی گذشته و حال ، بحث ظالم و مظلوم بحثی است پابرجا . امروزه بزرگ ترین مانع رشد کشورهای عقب مانده عدم اطمینان به خود و چشم داشتن به کمک های کشورهای دیگر است و این به درستی از دستاوردهای نظام نوین کاپیتالیستی جهان است . در هر حال باید حرکتی با دید باز و به دور از هرگونه خشونت از سوی کشورهای جهان سوم آغاز گردد و این مقدور نیست مگر با یک انقلاب فکری در بین مردم کشورهای عقب مانده و حتی توسعه یافته . امروزه در بسیاری از همین کشورهای توسعه نیافته حاکمانی بر مسند قدرت هستند که تمام هستی شان وا بسته به قدرت کشورهای غربی است و یا با قلدر معابی، حقوق اولیه ملت شان را از آنها دریغ می کنند. آ گاهی مردم این کشورها و مقابله با ستمی که در استعمار نوین بر آنها تحمیل می گردد اولین قدم است . ولی باید فراموش نکرد که هر حرکت نا به جا و خشونت آمیز جز آسیب بر پیکره اقتصادی و سیاسی این مردم چیز دیگری در بر نخواهد داشت . مسلماً منافع منطقه ایی و بین المللی در گرو همکاریهای دولت های مختلف است و این مقاله در جهت زیر سوال بردن تبادلات جهانی نیست.ولی بحث در کم و کیف و نحوه توزیع منافع اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی جوامع گوناگون می باشد. امید وارم بتوانیم در مقاله های آینده با دید جامعه شناختی و علمی، ساختار سالمی از نظام جهانی، که با احترام بر فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها می تواند پایه ریزی گردد را بیان نماییم . ( بر گرفته از مطالب آقای محمد کامبد ) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 11:36 توسط مهدی مشرف
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روزی از پایان امتحانام میگذره . در واقع از پایان یه دوره کاریه واقعا سنگین و عجیب . تو این ۵۰ روز اخیر یکی از پر فشار ترین روز های زندگیم رو تجربه کردم .
از یک طرف درگیر کار های مراسم عقدم بودم . از طرف دیگه امتحانات دانشگاه در آستانه شروع شدن بود و منم که ۲۰ واحد گرفته بودم . از طرف دیگه به کنکور نزدیک میشدیم و فشردگی کلاس هام خیلی زیاد شده بود . خیلی شبها تا دیر وقت کلاس داشتم و اضافه تر برون ۲۰ شب اجرای تئاتر مون بود که دقیقا افتاده بود رویه همه اینها . خلاصه در گیر ۴ تا پروژه بودم که هر کدوم غیر از در گیری جسمی به شدت در گیری روحی هم داشت . حالا چند روزیه که از این سر در گرمی فاصله گرفتم ولی اصلا شرایط فرق نکرده . تو این مدت همه وقتم صرف این شده که جا خالی هایی که تو اون مدت بوجود اومده بود و گوشه هایی از کار هام رو که جا انداخته بودم انجام بدم . مثلا ۱۲۰ هزار تومن که یکی از دوستام از من قرض گرفته بود و چند وقت پیش به من زنگ زد و گفت پولت آماده است کجا بیام بهت بدم ؟ و من سهلنگاری کردم و شاید اگه این کار رو نمی کردم تو تاریخ بشریت تحولی عظیم رخ میداد ! و جمله ای شبیه به این چاپ میشد : """ در سنه ۱۳۸۶ شمسی در ایران زمین . مردی به دوستش پولی قرض داد و در سر موئد بدون آن که مرد حتی یک بار تماس بگیرد . دوستش پول قرض گرفته شده را تمام و کمال باز آورد . """ می بینی . من حتی فرصت خدمت به تاریخ کشورم رو هم از خودم دریق کردم . ولی راستش اصلا احساس بدی ندارم و اتفاقا . از یک همچین تجربه ای خوشحالم . تو این شرایط که آدم می فهمه چقدر مدیره . یعنی چقدر می تونه وقتش رو . کار هاش رو . پولش رو و حتی احساساتش رو مدیریت کنه . بدم نمیاد که یک باره دیگه تو یک همچین شرایطی قرار بگیرم و خودم رو بسنجم که این دفعه چند تا از کارام جا میمونه . اینم از وبلاگراغ بقیه جا خالی ها - آدم خوشگلی باش ! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 11:17 توسط مهدی مشرف
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوباره کلی وقت غایب بودم . دلیلش این بود که به شدت درگیر کار تئاترم بودم . چون به کسی دست رسی ندارم می نویسم : نمایش " آن سوی پنجره " در حال حاضر در تالار سنگلج روی صحنه است . نمایشی که به گوشه ای از وقایع زندگی حضرت زهرا می پردازه . خیلی خوش حال میشم که اگه دوست داشتید بیاید کار رو به بینید . بلیط هم هر تعداد که بخواهید برای شما به صورت رایگان هست . فقط کافیه به من خبر بدید . موبایلم شنبه شب وصل میشه : ۰۹۱۲۳۳۶۲۲۷۹ - من هر شب کامنت هام رو چک می کنم . اگه بلیط خواستید ُ کافیه تعداد بدید و شماره تلفن ساعت اجرا ۸ شب . به امید دیدار |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 3:54 توسط مهدی مشرف
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام من عروسي كردم
هوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووورا !
راستي من حتما بايد از آقاي استادم تشكر كنم . از آقاي حجت الاسلامي البته نقد نحوه تدريسشون سر جاش هست كه به اميد خدا تو كلاس مطرح مي كنم . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 15:25 توسط مهدی مشرف
|
|
||
|
|
|
|
|
ای خدا : بازم این کلاس های دانشگاه تعطیل شد . و من علاف شدم . هیچ کاری هم نمی تونم بکنم . وقتی کلاسی رو فقط برای حاضر زدن می ری و وقتی کلی کار داری که به خاطر کلاس نمی تونی اون ها رو انجام بدی ُ خیلی ناراحت میشی وقتی وسط روز کلاست تعطیل میشه . دانشگاه خوبی داریم نصف استاد ها کارمند های خود دانشگاهند . که هروقت دلشون می خواد میان . هروقتم نمیخوان نمیان . بعضی هاشونم شاید که آدم با سوادی باشن . ولی بلد نیستن درس بدن . واقعا درس دادن یه هنره و فقط کسی که کارشناسی ارشد ارتباطات داشته باشه نمی تونه معلم خوبی باشه . آره درسته حرفم کنایه به آقای حجت الاسلامی داره البته من سنم ازش کمتره و احتمال داره به این دلیل کلا اون رو نخونه .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:43 توسط مهدی مشرف
|
|
||
|
|
|
||||||
|
سلام از این به بعد به بهانع کلاس درس و دانشگاه ، غیر از عادت همیشه مطالبی در مورده المپیک و جهانی شدن یا فوتبال و جهانی شدن هم در وبلاگ داریم
|
|||||||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:32 توسط مهدی مشرف
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
FROGS قورباغه ها
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition. روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند . The goal was to reach the top of a very high tower. هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود . A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants.... جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند... The race began.... و مسابقه شروع شد .... Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower. راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند . You heard statements such as: شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید: "Oh, WAY too difficult!!" " اوه,عجب کار مشکلی!!" "They will NEVER make it to the top." " اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند." or: یا: "Not a chance that they will succeed. The tower is too high!" " هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!" The tiny frogs began collapsing. One by one.... قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند... Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher.... بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند... The crowd continued to yell, "It is too difficult!!! No one will make it!" جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!" More tiny frogs got tired and gave up.... و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف ... But ONE continued higher and higher and higher.... ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر.... This one wouldn't give up! این یکی نمی خواست منصرف بشه! At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top! بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید ! THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it? بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟ A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal? اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟ It turned out.... و مشخص شد که ... That the winner was DEAF!!!! برنده ی مسابقه کر بوده !!! The wisdom of this story is: Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic.... because they take your most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in your heart! Always think of the power words have. Because everything you hear and read will affect your actions! نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که: هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید ! همیشه به قدرت کلمات فکر کنید . چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره Therefore: پس: ALWAYS be.... همیشه .... POSITIVE! مثبت فکر کنید ! And above all: و بالاتر از اون Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams! کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید ! Always think: و همیشه باور داشته باشید : God and I can do this! من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم Pass this message on to 5 "tiny frogs" you care about. این رو به 5 تا "قورباغه کوچولو" که براتون اهمیت دارند بگید . Give them some motivation!!! به اون ها کمی امید بدید !! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:15 توسط مهدی مشرف
|
|
||
|
|
|
|
|
برخیز ٬ پپا پیش نه ٬ دل به دریا بزن . آرامش میانه دریا در انتظار توست . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:8 توسط مهدی مشرف
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام این یک شروع جدید نیست . این ادامه همیشه همین حوالیه و من همونیم که هزار بار دیدیش . همونی که همیشه تو ازدحام جمعیت ٬ هنگام راه رفتن ٬شونت به هش خورده اگه خواستی منو به بینی ٬ این دفه که شونت به هم خورد به جایی که به سرعت خودت رو از این شلوغی نجات بدی ٬ بر گرد و چند ثانیه ای نگاهم کن . نگاهم کن |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:59 توسط مهدی مشرف
|
|
||